محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
9
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
مفاهيم بلند ؛ كلمات كوتاه 1 - و قال عليه السلام : « كن في الفتنة كابن اللّبون لا ظهر فيركب و لا ضرع فيحلب . » ترجمه : در فتنه ، همچون بچه شتر دو ساله باش ؛ نه پشتى [ دارد ] كه سوارش شوند و نه پستانى تا او را بدوشند . شرح : « لبون » به شتر و گوسفند شير ده مىگويند ؛ چه شيرش كم باشد و چه زياد . [ ابن اللبون ] بچه شتر كه از شير گرفته شده ولى هنوز پشتش براى سوارى دادن توان ندارد و پستانش نيز براى شير دادن مناسب نيست . « ظهر » به رفع ، به عقيده نحويان حجاز اسم « لاى شبيه به ليس » و خبرش محذوف است . تقدير جمله چنين مىشود : « لا ظهر صالحا للرّكوب و لا ضرع صالحا للحليب ؛ يعنى پشتى شايسته سوارى و پستانى سزاوار شير ندارد . » فعل مضارع در اينجا به سبب قرار گرفتن پس از نفى محض ، به « أن » مقدر بعد از « فاء » منصوب گرديده است ، مانند جمله « ما أعرف دارك فأزورك ؛ يعنى [ خانهات را نمىدانم ] تا به ديدارت بيايم . » مقصود از « فتنة » در اينجا ، باطل است . معناى عبارت چنين مىشود : هرگاه باطل را ديدى در آن وارد نشو و از اهل آن برحذر باش كه تو را فريب نداده و براى رسيدن به خواستهها و